ميرزا محمد حيدر دوغلات

791

تاريخ رشيدى ( فارسي )

برآمده به مصالحه راضى شدند . پس كاشغريان صوف و سقرلاط و ساير نفايس نزد محمد شاه فرستاده نسبت خويشى قرار دادند و محمد شاه نيز به اتفاق ملك ابدال ماكرى و كاجى چك ، صلح‌نامه نوشته با غرايب كشمير به جانب كاشغريان فرستاده قرار يافت كه دختر محمد شاه در عقد و ازدواج شاهزاده سكندر خان درآيد و بنديان كشمير كه در دست مغلان بودند رها كنند . القصه كاشغريان به اين صلح راضى شده و متوجه كاشغر گشتند و پريشانى كه در كشمير پيدا شده بود به امن و رفاهيت مبدل شد . » تاريخ فرشته ، ج 2 ، صص 454 - 453 . ( 916 ) . شايد منظور از كرسه ، كرتسه بوده كه ناحيه و روستايى است ميان كارگيل و سورو . اما احتمال دارد كه كلسه يا كسى نيز بوده باشد كه دهكده‌ايست در سند در جاده اصلى به لاداخ و نزديك به دامنه‌هاى فوق‌العاده عميق و دره‌اى بسيار باريك . ( 917 ) . ( 918 ) . اين دو عبارت اندكى خلاصه شده . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارات « كه ترك . . . تيغ كشيد و « نسيم . . . چنان كه قاتل « ( م ) ] . ( 919 ) . سفوف : كاه . ( نقل از ترجمه انگليسى ) سفوف [ س ] داروى كوفته بيخته معجون ناكرده . آرد بيخته مطلقا و خصوصا از ادويه . لغت‌نامه ( م ) . ( 920 ) . اين فصل با چند سطر عبارت مسجع و شعر در ارتباط با جدايى و وصل آغاز مىگردد كه حذف در عين حال خلاصه شده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارت « خوش . . . بعد از تقديم مذكورات و » . وى تمام عبارت مذكور را حذف و اين گفتار را چنين آغاز كرده : « چون بنده از لشكركشى باز آمدم خان با مهربانى از من استقبال كرده مرا در آغوش كشيد و از جميع جهات مورد عنايت فراوان قرار داد . ( م ) ] ( 921 ) . در ترجمه تركى ، اين عبارت چنين آمده : متأسفانه مزاج من در اجراى چنين امرى ناتوان است . - راس ( 922 ) . اين جمله در متن تا حدودى مبهم است و من تابع الفاظ نبوده‌ام . راس [ توضيح مترجم انگليسى در تغيير جمله مذكور ( م ) ] . ( 923 ) . ناگزير مخلوقات : مرگ . ( م ) ( 924 ) . مؤبد : ابدى ، هميشگى . ( 925 ) . اين جملات در متون فارسى بسيار آشفته است و من تا حدودى از نسخه تركى پيروى كرده‌ام . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در ارتباط با عبارت « خان فرمود كه . . . واقع نمىشود . » ( م ) ] ( 926 ) . اين فصل با يك و نيم ورق شعر و نثر در رابطه يا فانى بودن بشر آغاز مىگردد كه كلا از آن صرف‌نظر شده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارت « اين جمله . . . روزگار سعادت آثار خان است . » ( م ) ] ( 927 ) . سورهء آل عمران : آيه 185 . ( 928 ) . منظور از ساقرى شايد گذرگاه كاردونگ بوده است . اين گذرگاه بلافاصله در راستاى شمال شهر له كشيده شده و بلندى آن در حدود 17800 پا است . اگر كاردونگ مراد نباشد ، گذرگاهى منظور است كه در چند مايلى شرق آن قرار گرفته و ديگار نام دارد و ارتفاع آن تقريبا در همان حدود است . در ميان مردم آن سرزمين ، اين گذرگاه‌ها نام‌هاى محلى متنوعى دارند ، اما از آنجا كه اينها عملا تنها گذرگاه‌هايى است كه از سه طريق راه پيمايان را به داخل نوبره مىرساند ، در صورتى كه اخبار ورود خان چهار روز پس از عزيمتش به له رسيده باشد ، وى بايد از يكى از اين گذرگاه‌ها عبور كرده باشد . ( 929 ) . صحت قرائت بعضى از كلمات تركى ، به ويژه كلمه « نيمغه » در قافيه‌ها ، مورد ترديد است . ( م ) ( 930 ) . به معنى « گذرگاه توده يخ غلطان » يا ساسر ( Sasser ) كه شامل يك سرى گذرگاه‌هاى پر از توده يخ مىباشد . ارتفاع بالاترين نقطه آن حدود 17700 پا است . ( 931 ) . منزل هشتم در راه ياركند از طريق شرق دامنه عقبه ساسر ، در دره سوگت واقع است كه از گذرگاه سوگت به